بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *پندار*
از « حکایت » خیز ! در « حکمت » گریز ! تا شوی از پرتو « حق » مستفیض ! به قلم دوست نویسنده وشاعرم آقای :« آیا متخلّص به هیچستان *- واژه ها سرشار از پندارهاست ارزش آنها همپای زندگی است . ارد بزرگ ● بعُد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ● ● فرگرد پندار ● ______ شاعر:« عمری از:« احمد زاهدی »______ آویخته خود را از سایهی جهان، بهدار یکتن که میپنداشت میرسد روزی برایش یک بوسه همراهِ نامهای این ماه را که شکست شبهای ما تیره شد جزایش را آویخته خود بر دار جهانِ شبِ تاریک بیمهتاب میپنداشت، خواهد رسید روز و چه روشن ماه را شکست و خورشید، هیچ لبهای صبح را نبوسید. ______ شاعر:« احمد زاهدی »______ ما با پندارهای خود زنگی میکنیم با پندارهای خود میخوابیم وبا پندارهای ذهن وفکر ودرون واحساس خود زندگی خویشتن را رنگ وجلا میدهیم وصیمات خویش را به مرحله ی اجرا درمیاوریم واینکه چگونه پنداری را در ذهن وفکر وروح وجان واحساس خود در درون سر ودل خود داشته ایم سازنده ی تمامی زندگی ماست وبراین اساس نمونه عملکردهای ما نمونه اندیشه وپندار ماست که ضخصیت درونی وظاهری ما در دنیا ودرنگاه دیگران شکل میدهد این است که...